نرسیدم اما ...
نظرات ()

نرسیدم که روز مبعث سوره بقره را تمام کنم  ناراحت شدم سعی کردم نشد .

دلم میخواست تمام میشد ولی 3 صفحه هنوز مانده ...

خدایا شکرت از اینکه تورا دارم از این که حس میکنم حواس یکی به من هست یکی مراقب کارهایم هست مراقب رفتارم فکرم ....

خدایا شکرت که غرور را شکستی ... آخر م.ن خیلی آدم متکبر و مغرور و بی ظرفیتی هستم .

راستش حالا که فکر میکنم میبینم اگر همان جور که دلم میخواست روز مبعث سوره بقره را تمام میکردم این نفس وامانده من هوا برش میداشت و فکر میکرد خیلی هنر کردم .

همش توی گوش من بیچاره میخواند که چقدر تو خوبی چقدر لایقی چقدر آدم حسابی شدی که همچین روزی تونستی سوره بقره را تمام کنی.

میبینی خدا از م.ن بیچاره تر هم کسی هست . نفسی به این گستاخی دارم که روسیاهم کرده در تمام عالم و پیش تو

خدایا فقط تو از عهده اش بر می آیی بینیش را به خاک بمالی.

خدایا از من بر نمی آید هر چه سرزنشش میکنم گاهی گستاختر میشود .

 

خدایا شکرت که 3 صفحه ماند و نگه داشتی شایدم و بهتر شد.

 م.ن بی چشم رو با این نفس بی حیای سرکش شرمنده شدیم و نشد اینکه باد غرور پیروزی به کله ام بخورد .

شکرت برای همه مهربانیهایت میدانم که رهایم نمیکنی چون چز تو کسی را ندارم جز تو خدایی برایم نیست اگر من نیز ندانم تو خود که میدانی .

گرچه من بندگی نکردم ولی تو خوب خدایی کردی و میکنی .

دستان ناتوانم را بگیر ای مهربان و باز یاریم کن . ایاک نعبد و ایاک نستعین .

 

 

فقط خداست .

 

 




:: برچسب‌ها: قرآن
نویسنده : هیچ
تاریخ : شنبه ۱۸ خرداد ،۱۳٩٢
زمان : ۱:۱۱ ‎ب.ظ


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.